جاذبه های مرند
اين قلعه در قسمت شرقي شهر مرند واقع شـده و آثار بجاي مانده از آن نشان ميدهد كه اين قلعـه در هزاره چهارم قبل از ميلاد يعني 6000 سال پيش بنا گرديده است و لاديميرمينورسكي اين قلعه را ازنوع قلعه هاي خشتي او را ركويي ميداند كه در حمله سارگون دوم پادشاه آشور تخريب شده است. ويلياطرجكسون امريكائي نيز قلعه مرند راباقيمانده يكي از آتشكدههاي دوره ساساني مي شمارد و مي گويد كه مرند روزگاري در عهد ساسانيان پايتخت شهرستان ( واسپورگان ) بوده است. واژه گول تپه كه به اين قلعه اطلاق مي شود شكل پهلوي و آذري گل فارسي است كه معناي آتش وافگر آتش و شعله آتش دارد و كول در تركي به معني خاكستر و در كردي به معني آتش است.
محراب مسجد جامع
مسجد جامع مرند يك بناي تاريخي و ارزشمند است كه ماجراهاي زيادي در دل خود دارد. در روزگار ساساني آتشكده معروفي بوده كه با سكونت ارامنه در اين منطقه كليسا شده و در قرن سوم هجري قمري با گرويدن مردم به دين اسلام آتشكده و كليسا به مسجد تبديل شده است.
احداث كليسا در شهر مرند با توجه به فرار ترسايان و نسطوريان در قرن پنجم ميلادي از ستم امپراتوري روم شرقي و كشيشان متعصب مسيحي به اين منطقه، باوركردني است
.بر بالاي محراب بسيار زيباي مسجد سنگنوشتهاي با اين كلمهها قرار دارد: «السلطان الاعظم مالك الرقاب الامم ابوسعيد خلدالله ملكه 731 ه.ق» عرض محراب 75/2 و ارتفاع آن 6 متر است كه با آيات قرآني به خط كوفي و گچبريهاي بديع زينت يافته است. مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده است. طبق کتيبهٔ محراب مسجد، اين بنا در سال ۷۳۱ هـ.ق در زمان سلطنت ابوسعيد بهادرخان از محل خيرات مردم مرند و جزيهاى که در آن زمان از غير مسلم مىگرفتند به توليت حسين بن محمود ابن تاج خواجه ساخته شد
.امروزه کف مسجد به اندازه سه پله از سطح کوچه مجاور پايينتر است و دالانى به طول ۱۲ متر با سه طاق گنبدي، ورودى را به شبستانها مربوط مىسازد. در سمت چپ اين دالان، شبستان جنوبى با گنبدى کم خيز واقع شده که بر فراز آن کتيبهاى از سنگ به چشم مىخورد. چنين به نظر مىرسد که در سال ۷۴۰ هـ.ق در حالى که بيش از ۹ سال از عمر اين مسجد نمىگذشت توسط تاج خواجه مرمت شد و توسعه يافت. محوطه اصلى مسجد با سقفى مشتمل بر شش گنبد، فضاى اصلى مجموعه را تشکيل مىدهد
.محراب به عرض ۷۵/۲ و ارتفاع ۶ متر در جنوب مسجد واقع شده و مزين به آيات قرآنى به خط کوفى و گچبرىهاى زيبا و بديع است. کتيبه تاريخى محراب در قوس بزرگ بالاى آن ديده مىشود. در فاصله دو ستون تزيينى و گچبرى کنار محراب، نام سازنده محراب به خط رقاع نوشته شده است: عمل عبدالفقير نظام بندگير تبريزي در داخل هلال و در پايين دو کتيبه مزبور، کتيبهٔ گچبرى ديگرى به خط رقاع وجود دارد
. مسجد جامع مرند در مرکز شهر مرند واقع شده که مطابق کتیبه محراب مسجد، این بنا در سال ۷۳۱ هجری قمری در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان ساخته شدهاست. محراب در قسمت جنوبی مسجد واقع شده و مزین به آیات قرآنی به خط کوفی و گچبریهای بدیع میباشد.
نکته قابل توجه اینکه قبر همسر حضرت نوح در این مسجد واقع است
طاق و قلعه هلاکو
از مرند به طرف جلفا در 27 کيلومتري مرند، بقاياي يک بناي آجري عهد مغول در سمت شمال جاده جلب نظر مي کند. اين بناي تاريخي که نزد اهالي محل به «کاخ هلاکو» معروف است، در دشت بسيار وسيعي به نام «دشت هلاکو» يا «الاکي» واقع است. آنچه از ساختمان مغولي باقي مانده پي هاي سنگي و ديوار هاي قطوري است که مبين محوطه ساختماني سي متر در سي متر مي باشد و بدنه اي از يک طاق مدخل و سر بنا باقي مانده از يک دهم طاق اصلي به علاوه پايه هاي سنگي چهارگوشه و دو برج از ضلع جنوبي که ويران شده است. بدنه طاق به سبک ديگر بناهاي آجري عهد ايلخاني مغول و بر روي پايه سنگي بنا شده است. آن چه فعلا موجود مي باشد در حدود 6 متر ارتفاع دارد. در حاشيه آن اثري از کتيبه کوفي مزين با آجر و کاشي فيروزه اي رنگ ديده مي شود که دور تا دور طاق سر در بنا را پوشانده و اينک مقدار محدود و کمي از کتيبه و تزيينات آن باقي مانده است. قطر بدنه طاق نيم متر در يک متر است و در جبهه خاوري آن قسمتي از بقاياي ديوار ساختمان از آجر هنوز باقي است. درست روبه روي اين بنا در سمت جنوبي جاده بر روي يک تپه صخره اي نسبتا مرتفع، بقاياي ديواره سنگي يک قلعه مخروبه وجود دارد که نزد اهالي محل به قلعه «گبرها» معروف است. علاوه بر اطلاق نام « قلعه گبر ها» اهالي به آن «قلعه هلاکو» نيز مي گويند. قلعه حصاري بسيار محکم و عريض مي باشد که تا 5/3 متر داشته است. تعدادي تکه سفال پارتي نيز در حوالي بنا به دست آمده است. از مشاهده پاره سفال ها مي توان تاريخ احداث قلعه را به ابتداي هزاره اول قبل از ميلاد منسوب نمود
.قلعه سن سارود
اين قلعه در 26 كيلومتري شمال مرند واقع در روستاي هرزند بر روي تپهاي سنگي و مرتفع قرار دارد. در بخش شرقي قلعه تخته سنگهاي بزرگي وجود دارند كه قدمت آنها معلوم نيست ولي آثار باقيمانده از جمله قسمتهائي از حصارهاي دفاعي قلعه و برجهاي نيم استوانهاي پيش آمدة آن بناي قلعه را در قرون هفتم و هشتم نشان ميدهد. اين قلعه ميتواند يكي از قلعههاي دفاعي منطقه باشد زيرا تقريباً در مرز شرقي ايران و ارمنستان واقع شده است. در جنوب قلعه نيز گورستاني از ادوار اسلامي وجود دارد.
کاروان سرای عباسی یام
اين كاروانسرا كه به جهت واقع شدن در نزديكي مرند به اين نام موسوم گشته است. قطعاً در اصل نام ديگري داشته است كاروانسراي مذكور در 23 كيلومتري مرند و در سر راه جلفا و در دشت الكي واقع شده است تاريخ بناي اين كاروانسرا (به سال 731 هجري قمري و عهد ابوسعيد بهادرخان) نسبت داده شده است فعلاً جز تلي خاك آثاري از آن باقي نمانده است اين كاروانسرا (يكي از باشكوهترين بناهاي زمان خود بوده و شايد هم قلعه يا مقر حكومتي شخص با نفوذي بوده است گروهي به جهت نزديكي نام محل به نام هلاكوه ايلخان مغول ساختمان اين بنا را به هلاكو نسبت مي دهند چرا كه الكي گاهاً هلاكو خوانده مي شود. تا چندين سال پيش سردر كاروانسرا كه طاق روي آن خراب شده بود نمايان بود كه ارتفاع آن به 9 متر مي رسيد. صفحة خارجي آن از نيم ستون زاويه كتيبه اي به عرض 25 سانتي متر شروع مي شده كه به حروف كوفي نوشته شده بود اين حروف از سفال بدون لعاب در زمينة كاشي آبي روشن نوشته شده بود.
یام در زبان تورکی به معنی ایستگاه و مرکز چاپار است.
امامزاده ها و زيارتگاه های مرند
در قسمت غربى شهر و در گورستان کوه امامزاده مرند در ارتفاع ۱۴۰۰ مترى از سطح دريا واقع شده. در جوار اين امامزاده آرامگاه دو تن از علماى فاضل و پرهيزگار که مورد احترام خاص اهالى منطقه بودند به نامهاى عارف ربانى مرحوم آيت الله آقاى ميرزا على اکبر مرندى و مرحوم عالم ربانى حاج سيد جلال آقاى حسينى نيز قرار دارند.
امامزاده ابراهيم
مقبره اين امامزاده نيز در داخل شهر انتهاى خيابان ۷ تير کوى يالدور واقع شده است
گورستان تاريخى باغ مزاردر اين باغ سنگ قبرهاى حجارى شده خارائى و مرمرين بسيارى در اشکال مختلف وجود داشت که با انواع خطوط نسخ و نستعليق و ثلث و طرحهاى دل انگيز تزيين يافته بود و ميل هاى خوش تراش سر قبور که عالبا به قرون هشتم و نهم و دهم هجرى تعلق داشتند که متاسفانه در حال حاضر تعداد کمى از آنها بر جاى مانده است.
زندگی نامه ی حضرت آیت الله میرزا علی اکبر مرندی رحمت الله علیه
ولادت
آيت الله ميرزا علي اكبر مرندي در سال 1314 هـ . ق. در خانوادهاي بسيار متدين و متقي، در شهرستان مرند چشم به جهان گشود.
پدرش، ملاعلي مقدس از علماي وارسته و برجستة آذربايجان بود و به صدق و صفا وعلم و تقوا، معروف بود و به خاطر تقدّس زيادي كه در رعايت امور شرعي و حقوق مردم، حتي در مسائل بسيار جزئي داشت، به «مقدس» شهرت يافته بود. مردم با احترام و تجليل به اين بزرگوار مينگريستند و براي رفع مشكلات مادي و معنوي خود، به ايشان مراجعه ميكردند و از او رهنمود ميطلبيدند. وي حدود سال 1320 هـ . ق. رحلت كرد؛ ولي از خود يادگاري بس ارزنده به جا گذاشت كه مورد نظر پروردگار قرار گرفت. اين يادگار كسي جز حضرت آيت الله آقا ميرزا علي اكبر مرندي نبود.
تحصيلات
آقا ميرزا علي اكبر مرندي آموزشهاي اوليه را در محضر پدرش سپري كرد، امّا ديري نپاييد كه از نعمت وجود ايشان محروم شد. او 6 ساله بود كه خبر غرق شدن پدرش در خزينة حمام، قلبش را جريحهدار ساخت.
او پس از رحلت پدر، دروس مرسوم آن عصر را نزد آقا شيخ محمد حسين رفيعيان و حاج شيخ باقر مجتهدي مرندي، به بهترين وجه آموخت و براي ادامة تحصيلات و طي مراحل عالي حوزوي، به حوزة علمية تبريز عزيمت كرد و با جدّيت و پشتكار تمام و علاقة وصف ناپذير، به كسب علم پرداخت و محضر علماي نامي آن عصر را درك كرد؛ از جمله آيت الله العظمي حاج ميرزا ابوالحسن انگجي (متوفا: 1317 هـ . ق) كه آيت الله مرندي عمدة تحصيلاتشان در تبريز محضر ايشان بود.
زنوزق ماسوله آذربایجان
یكي از منحصربه فردترين روستاهاي تاريخي و طبيعي ايران روستاي زنوزق است. اين روستا در كنار شهر زنوز و در 30 كيلومتري شمال غربي شهرستان مرند استان آذربايجان شرقي واقع شده است. شهري كه سومين دارالفنون ايران در آنجا تاسيس شده و به همين دليل سطح تحصيلات عمومي مردم اين شهر و روستاهاي اطراف بالاست. زنوز متعلق به دوره صفويه روستايي است پلكاني مانند ماسوله، غرق در رنگ مانند ابيانه و احاطه شده در ميان كوه هاي بلند مانند پالنگان
.روستای زنوزق
روستاهای ماسوله، ابیانه و پالنگان از زیباترین روستاهای ایران هستند. روستاهایی که نام و آوازه آنها به تمام جهان رسیده است. اما زنوزق باوجود این که تمام ویژگیهای این روستاها را یکجا در اختیار دارد هنوز ناشناخته و گمنام است. روستایی پلکانی مانند ماسوله، سنتی، مهربان و غرق در رنگ مانند ابیانه و محصور در بین کوههای بلند مانند پالنگان.
زنوزق تاریخیترین روستای پلکانی ایران است که در مجاورت شهر زنوز قرار دارد. روستایی با 4 هزار جمعیت.با این که روستای زنوزق به گواه کارشناسان دولتی و خصوصی از بالاترین پتانسیل بالقوه در مباحث گردشگری برخوردار است اما گمنامی این روستا به واسطه عدم معرفی مناسب از سوی کارشناسان دولتی باعث شده است فعالیتهای متمرکز برای ارتقا وضعیت این روستا در مباحث گردشگری بسیار کم رنگ و کم اثر باشد.به طوری که این روستا علاوه بر میزبانی گردشگری نامتمرکز حتی به جز موارد نادر مورد بازدید جدی مسئولان دولتی قرار نگرفته است.
«اکبر تقی زاده» رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان آذربایجان شرقی در بازدیدی که از این روستا و شهر زنوز به عمل آورده بود با تاکید بر این که این روستا و آثار تاریخی موجود در آن مورد توجه کارشناسان میراث و گردشگری قرار گرفته جشنواره سیب را عامل مهمی در معرفی هرچه بهتر این روستا عنوان کرد. در بازدید دیگری که مهندس «محبعلی» رئیس پژوهشکده بافت و ابنیه سازمان میراث فرهنگی کشور از شهر زنوز و نقاط پیرامون آن داشت معماری ویژه قیزیل کرپی( پل طلایی) و بافتهای دیگر تاریخی این شهر و روستا را جز منحصر به فردترین بافتهای موجود در روستاهای کشور اعلام کرد.
قیزل کرپی
خیابان اصلی زنوز را به سمت شرق که طی کنید دورنمای یکی از زیباترین روستاهای ایران با حفظ تمام سنتها و آیین های خود متجلی میشود. روستایی پلکانی که در تمام حیاط و پشت بامهای آن طبقهای برگه زردآلو دیده میشود.
روستایی که به درختان عظیم سپیدار ختم شده و به وسیله همین پوشش سبز و بلند از دیگر جاذبههای منحصر به فرد منطقه جدا شده است.صنعت نخست مردم این روستا مانند روستاهای زمهریر و درق تولیدات محصولات سردرختی مانند سیب، زردآلو و گردو است. رمههای گوسفند نیز در گوشه کنار دشتهای اطراف روستا دیده میشوند که برای مردم این روستا به منزله ثروتی عظیم محسوب میشوند.
از اولین کوچه سربالایی روستا به داخل می رویم. کوچهها و خانههای این روستا به طرز عجیبی هویت تاریخی خود را حفظ کردهاند. شاید اگرهر گردشگری تنها چند قدم در این کوچهها بردارد و چهره سوخته زنان و کودکان را کنار دیوارهای کاهگلی ببیتد زمان و تاریخ را فراموش کند.
آبی، سبز، نارنجی و گاه قرمز عمدهترین رنگی است که در لباس زنان این روستا به چشم میخورد. زنانی سختکوش و خندان. کمتر چهرهای در این روستا را بدون خنده میتوان دید. با این که از لحاظ اقتصادی مردمان مرفهی نیستند اما طبیعت و زلالی آن، چنان صفایی به مردمان روستا داده است که در قرن 21 کمی غیرعادی به نظر میرسد.
زنوزق بیشک یکی از منحصربهفردترین روستاهای تاریخی و طبیعی ایران است . در این روستا خانههایی دیده میشوند که مربوط به دوره های صفوی است. گورستان این روستا نیز حکایتهای زیادی دارد. سنگ نوشتههایی در این گورستان وجود دارد که با استناد به خورشیدهای حک شدهاش میتوان آنها را به دورههای میترائیسم نسبت داد.
زنوزق روستایی است که مجموعه عوامل طبیعی و تاریخی آن، میتواند آن را به یکی از ممتازترین روستاها در مباحث فرهنگی و گردشگری تبدیل کند. امری که تا به حال محقق نشده است اما آنچه مشهود است سازمانها و ارگانهای مختلف که در صدر آنها گروه مشاورین «پرآسمون» دیده میشود تلاشهای گستردهای را برای معرفی و رساندن این روستا به جایگاه واقعی خویش آغاز کردهاند.
«حسن خلیلی زنوز» مدیر طرح توسعه کالبدی شهر زنوز و حومه یکی از این اشخاص است. او که مدیریت گروه مشاورین پرآسمون را در اختیار دارد مطالعات گسترده ای را در مورد شهر زنوز و روستاهای آن آغاز کرده است.
خلیلی میگوید:«در بعضی جاها از زنوزق با نام ماسوله آذربایجان نام برده میشود که این قیاس اصلا صحیح نیست. با این که ماسوله یکی از زیباترین روستاهای کشور است اما مجموعه عواملی که در زنوزق گردهم آمدهاند در هیچ روستایی حتی ماسوله وجود ندارد.» شاید اغراق نباشد اگر حق را به این گروه مشاور و همفکرانشان داد. مجموعه جاذبههای طبیعی و تاریخی که در این روستا و مناطق اطراف آن وجود دارد یکی از نادرترین پتانسیلهای گردشگری ایران است.
از سیب و زردآلو و عسل که هرکدام به عنوان یک شاخصه برای این روستا محسوب میشود بگذریم کوهها و تفرجگاههای مستعد فراوانی در حاشیه این روستا وجود دارد که هر کدام به تنهایی در ایام مختلفی از سال پذیرای گردشگران خارجی و داخلی است. کوههای سلدرم، سد زنوز و توپوگرافی اطرافش، باغ زیبای امینی، چشمه های آب معدنی فراوان و دشتهایی در ارتفاع 2 هزار متری از سطح دریا که اردیبهشت آنها همانند تکهای جدا شده از بهشت است.
با این که این روستا طی ماههای اخیر مورد توجه کارشناسان مختلف قرار گرفته و مسائل حفاظتی در مورد بافت تاریخی و روستایی آن رعایت میشود اما تا چندی قبل ارگانهای مختلف و متعدد بدون در نظر گرفتن هویت تاریخی این روستا اقداماتی را در جهت ایجاد رفاه مردم انجام دادهاند که آسیب جدی به این روستا وارد کرده است.اقداماتی مانند جدولکشی و آسفالت که در صورت مطالعه بیشتر میتوانست به شکل بهتری همگون با بافت طبیعی روستا انجام شود.
شاید به همین دلیل است که مسئولان مختلف شهر زنوز مانند شهرداری و گروه مشاورین پرآسمون در تلاشند تا زمینه ثبت این روستا در فهرست میراث فرهنگی را به وجود آورند تا حساسیت نگهداری از این روستا برای تمام ارگانهای منطقه محرز شود. امری که به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و کارشناسان فرهنگی بسیار پیشتر از این باید انجام میگرفت.
با این که بسیاری از کارشناسان معتقدند ثبت این روستا در فهرست یونسکو سالهاست به تاخیر افتاده اما شاید این تاخیر به سود زنوزق تمام شده باشد. در حال حاضر کمتر روستایی در ایران وجود دارد که تمام بافتها، سنتها و پوششهای قدیمی خود را حفظ کرده باشد.
به باور برخی کارشناسان روستای زنوزق متعلق به دوره ایلخانان است اما بنظر میرسد تارخ روستا به دورا ن پبشتر از آن میرسد و ابراز کنند گان نظر یه مزبور به برخی از سنگ قبور موجود در قبرستان این روستا توجه نموده و ازبرسی بیشتر کوتا هی کرده اند
بنا بر برخی از نظرات درخصوص نام روستا که به نظرصحیح میرسد بدلیل قرارگیری در ارتفاعات شهر زنوز ابتدا نام آن زنوز داغ بوده که به جهت تکثر استفاده در ترکی آذربایجانی به زونزاغ تبدیل گردیده است و در زبان فارسی به زنوزق اشتهار یافته است
قلعه زنوزق در ارتفاع و روستا در شیب تند قرار دارد و مامن مناسبی جهت روسنا ئیان در مقابل حمله دشمنان بوده است . به اظهار برخی از روستائیان این قلعه بصورت دژمستحکم ساخته شده بود
. مناظر دیدنی مرندشهر جلفا در ۲ کیلومتری جنوب جلفای نخجوان، ۹ کیلومتری شمال هادیشهر، ۲۹ کیلومتری غرب سیهرود، ۶۹ کیلومتری جنوب شرق پلدشت، ۷۱ کیلومتری شرق قرهضیاءالدین، ۱۲۰ کیلومتری شمال شرق خوی و ۱۵۰ کیلومتری شمال غرب تبریز واقع شدهاست.
شهر کوچک و مرزی جلفا در حاشیهٔ جنوبی رودخانهٔ ارس و در شمال غرب استان آذربایجان شرقی واقع شدهاست. این شهر بهدلیل مرزیبودن، اهیت ویژهای پیدا کردهاست و از اینرو بازارچههای متعددی در آن ایجاد شدهاند. آب و هوای جلفا نسبت به سایر شهرهای آذربایجان، گرمتر و ملایمتر است و تابستانهایی نسبتاً گرم و زمستانهایی نسبتاً ملایم و سرد دارد.
اهالی شهر جلفا ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن میگویند. شغل اکثر ساکنین این شهر کشاورزی و دامداری است. البته بهدلیل مرکزیت و اداری بودن جلفا و وجود ادارات مختلف دولتی و خصوصی در آن، عدهای نیز بهکار در اینگونه مراکز مشغول شدهاند. جمعیت این شهر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بودهاست که از این میان ۲٬۵۷۴ نفر مرد و ۲٬۴۰۹ نفر زن بودهاند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱٬۳۶۵ خانوار بودهاست.
در زمان حکومت شاه عباس به دلیل وقوع جنگهای ایران با روسیه و عقبنشینی نیروهای ایرانی، جلفا به دلیل اینکه جایگاهی برای تجدید قوای نیروهای روس نباشد، بهطور کلی نابود شده و ساکنان اصلی آن به اصفهان منتقل شدند. امروزه در این شهر محلهای به نام جلفا وجود دارد که اهالی این محله از ساکنان اصلی جلفای آذربایجان هستند.
رودخانه همیشه خروشان ارس
اَرَس نام رودخانهای نسبتاً پرآب و خروشان است که از منطقه مین گوئل در آناتولی ترکیه سرچشمه گرفته، از مرز ترکیه نخجوان جلفا و ارمنستان گذشته و پس از گذر از مرز ایران و جمهوری آذربایجان وارد جمهوری آذربایجان گشته و به رودخانه کورا می پیوندد و با آن به دریای خزر میریزد
رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه گلستان به عنوان مرز ایران و روسیه برگزیده شد و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد.
این رود میان مردم منطقه آراز نامیده میشود.
آسیاب خرابه
آسیاب خرابه (خارابا دییرمان) یکی از جایهای دیدنی و توریستی استان آذربایجان شرقی است که در شهرستان جلفا و در چندکیلومتری مرز ایران با جمهوری آذربایجان واقع شدهاست. آسیاب خرابه، آسیابی آبی است که سالها پیش مورد استفادهٔ مردم منطقه بودهاست؛ ولی اکنون بهدلیل تخریب قسمتهای عمدهٔ آن کاربردی ندارد و بههمین دلیل به «آسیاب خرابه» شهرت یافتهاست. ارتفاع آسیاب ۱۰ متر و مساحت محوطهٔ پایینی آن ۲۰۰ متر مربع میباشد. در آسیاب خرابه آبشارهای کوچک و بزرگ بسیاری پدید آمدهاند که از بالای آسیاب بهسمت پایین سرازیر میشوند. آب این آبشارها از چشمههای متعدد موجود در بالای آسیاب که از کوه کیامکی سرچشمه میگیرند، تأمین میگردد
کلیسا خرابه
کلیسای سنت استپانوس (کلیسا خرابه)
یکی از منـاظر تاریخـی و توریستـی شهرستـان جلفـــا که از جاذبه های گردشگری و چشم اندازهای زیبای طبیعی نیز برخوردار می باشد ، کلیسای « سنـت استپـانـوس » است . این بنای عظیـم و دیدنی در 17 کیلومتری غرب شهر جلفا ( در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سدّ ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه ی جنــوبـی رود ارس ، در آغـوش گـرم و با صفـــای کوهستـان و در میـان درّه ی سر سبـز شام با قدمتی بیـش ازهــزار سـال آرمیـده است. این کلیسـا به عـلّت قـرار گـرفتـن در روستـای متـروکـه ی شـام ، با همیــن نــام نیـز خـوانـده می شود ودر زبان مردمان محل این مکان را اغلب بانام کلیسای خرابه می شناسند.
نام اصلی این کلیسا از « اسپانوس » که یکی از حواریون حضـرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیّـت بوده ، اقتبـاس گـردیده است . وجـود کلیسـا در این منطقـه حاکی از آن است که ساکنـان اولیــّه اطـراف کلیسا ارمنـی بـوده اند که بعـد از آغــاز جنـگ جهـانی اوّل از ایـن منطقـه به منـاطـق دیگـر مهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاصّی( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیـاز می پردازند. بسیاری از ارامنه اعتقـاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی از دوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده واز نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیّت دارد .
کندوان
روستای تاریخی و زیبای کندوانِ شهرستان اسکو در فاصله 22 کیلومتری جنوب شهر اسکو و 62 کیلومتری شهر تبریز واقع است.
کندوان روستایی است کوهستانی و ییلاقی که خانه های هرمی شکل آن از نوع معماری صخره ای و در نوع خود کم نظیر است. قدمت این روستا طبق بررسی های انجام یافته به قرن هفتم هجری و طبق نظریه هایی به دوره های قبل از اسلام مربوط می شود. بلندی این تپه های مخروطی و هرمی شکل گاهی به حدود 30 تا 40 متر می رسد. داخل این خانه های صخره ای اتاق های متعددی حفر گردیده و به صورت منازل مسکونی ، انبار و محل نگهداری دام مورد استفاده قرار گرفته اند.




با سلام